معرفی تیم زنبور ویمبورن(ویمبورن وسپز)
بازیکنان تیم زنبور ویمبرون رداهایی با راههای افقی زرد و مشکی با تصویر زنبوری در جلوی ان به تن میکنند.این تیم که در سال ۱۳۱۲ تاسیس شده هیجده بار برنده جام باشگاهی بوده و دوبار به دور نیمه نهایی جام اروپا راه یافته است.میگویند این تیم نام خود را بر مبنای یک حادثه ناگوار برگزیده که هنگام بازی با تیم پیکان اپل بای در اواسط قرن هفدهم اتفاق افتاد.در ان حادثه یکی از مدافعین تیم ویمورن هنگام پرواز در کناره زمین چشمش به یک کندو افتاد و با چماقش ان را به سوی جستجو گر پیکان پرتاب کرد.شدت زنبور گزیدگی این بازیکن چنان زیاد بود که نتوانست به بازی ادامه دهد.تیم ویمبرون در ان بازی برنده شد و از ان به بعد تصویر زنبور را به عنوان نشان خوش شانسی برگزید.از قدیم طرفداران تیم ویمبرون وسپز(که به نام نیشداران نیز معروفند) هنگام ضربه های پنالتی تیم حریف برای گیج کردن بازیکن مهاجم با صدای بلند وزوز میکنند.
خلاصه بازی
این بازی که یکشنبه اغاز شد پس از جدالی برابر دیشب به پایان رسید.
یکشنبه:بازی در هوایی مه الود شروع شد به این ترتیب تا ظهر گلی رد و بدل نشد.تا اینکه اولین گل را تیم ویمبورن زد.و تا حدود ساعت ۱۵:۰۰ نتیجه به ۲۳۰ به ۲۱۰ رسید اما تا شب که چراغها روشن شد تیم تاتشیل از ویمبورن جلو زد.۳۰۰-۲۸۰.اما این نتیجه پایدار نماندو تا نیمه شب دو تیم در امتیاز ۴۰۰ برابر شدند.
دوشنبه:باز هم هوا مه الود بوداما خوشبختانه این وضعیت زود تمام شد.و تا ظهر نتیجه به ۴۷۰ بر ۴۵۰ به سود ویمبورن رسید.حادثه ای نیز در اینجا پیش امد که چیزی نمانده بود بازی تمام شود.(اگر خواستید عکسش را برایتان میفرستم)جستجوگر تیم زنبور در حال گرفتن گوی زرین بود که جستجوگر تیم تاتشیل که بالای سر او پرواز میکرد توسط یک بازدارنده به زیر افتاد و باعث شد گوی زرین از معرکه فرار کند.این بازیکن به سرعت برای مداوا به رختکن برده شد.اما بازی همچنان در جریان بود.۵۲۰-۴۵۰ به سود ویمبورن وسپز . تا اینکه در ساعت ۸:۲۷ دقیقه به ۵۳۰ بر ۴۶۰ رسید.تا پایان شب گوی زرین دیده نشد.و نتیجه برای تیم ویمبورن به ۶۰۰ بر ۵۴۰ رسید.
سه شنبه:بازیکن جستجوگر تیم گردباد به بازی بازگشت.و بازی در یک هوای صاف و رقیق دنبال شد تا اینکه بازی در غروب به اوج هیجان رسید.۷۱۰-۶۹۰ برای زنبورها.زنبور های ویمبرون عطش زیادی برای گل زدن داشتند.تا اینکه اختلاف به ۱۵۰ امتیاز رسید.ویمبورن۸۵۰-۷۰۰ تاتشیل.تا ساعت ۲۳:۳۰ نتیجه ۸۶۰ بر ۷۱۰ شد و بعد از زدن گل برای هرتیم۸۷۰-۷۲۰.در یک رقابت سخت جستجوگر تیم گردباد تاتشیل موفق به گرفتن گوی زرین شد.
حادثه:دست پس از اتمام بازی در گوشه ای از زمین علامت سیاه(قبلا هم در جام جهنی این اتفاق افتاد) ظاهر شد.و تماشاچیان با ترس فرار میکردند.این حادثه باعث شد وزارت ورزش و بازیهای جادویی حضور تماشاچیان را در ورزشگاهها تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کند.(بیش از این اجازه ندارم بنویسم).
با تشکر از وبلاگ کوییدیچ
فهرست امروز
۱- معرفی تیم آواره ویگتاون
۲-معرفی بازیکنان تیمهای معرفی شده
۳-نتایج مسابقات همزمان هفته پیش
۴-بازیهایی که در این هفته انجام خواهدشد
معرفی تیم اواره ویگتاون
این باشگاه مرزی در سال ۱۴۲۲ به دست هفت فرزند جادوگر قصابی به نام والتر پارکین تاسیس شدانها چهار برادر و سه خواهر بودند که میگویند بسیار سرسخت و شکست ناپذیر بودهاند چنان که به ندرت در مسابقهای شکست میخوردند.میگویند شکست ناپذیری انها تا حدودی به دلیل وحشتی است که از دیدن والتر در کنار زمین به دل بازیکنان حریف میفتد.والتر در حالی که در یک دست چبدستی و در دست دیگر یک ساطور داشت در کنار زمین میایستاد.در طول قرنهای متوالی همواره یکی از بازیکنان تیم ویگتاون از نسل پارکین بوده و بازیکنان برای بزرگداشت موسس تیم رداهای قرمزی میپوشیدند که نقش یک ساطور نقرهای بر روی سینه ان به چشم میخورد.
بازیکنان تیم اواره ویگتاون
جستجوگر:جوزف پارکین(کاپیتان)
مهاجمین:دانیل سیمن-کنیل استیوسون-جان مکنیزی
مدافعین:فرناندو دیپاپلوی-کارلوس پارکین
دروازه بان:میشل گاردن
بازیکنان تیم پیکان اپل بای
جستجوگر:ارنی کامرا(کاپیتان)
مهاجمین:لویس ایزابلا-کارل بتزی-چارلز اوون
مدافعین:فرد دومیمسی-ارلجی بلاک
دروازه بان:جان موریس
بازیکنان تیم کلاغ زاغی مونتروز
دروازه بان:دنی اشتاین(کاپیتان)
مهاجمین:رودلف چاپلین-ادواردو هانری-پاتریک سزار
مدافعین:جان خوان سانچز-لوکاس پیرس
جستجوگر:بیلی جونز
بازیکنان تیم چادلی
دروازهبان:هوبرت شاین(کاپیتان)
مهاجمین:لویس پورتکیو-استاین جوزف-جانسون اشزوارتزت
مدافعین:جورج والنکا-چارلی شانپایک
جستجوگر:ادی مکگالفی
بازیکنان تیم زنبور ویمبورن
مدافعین:سامی جوردن(کاپیتان)-جوزف سیمور
مهاجمین:جنیفر لوکاس-الک جانسون-انتوان ردی
دروازهبان:فیلیکس کینگ
جستجوگر:تام کلارک
نتایج مسابقات هفته پیش
اواره ویگتاون۵۳۰-۲۵۰کارفیلی
پیکان اپل بای۳۳۰-۲۹۰بازفالماوت
هارپی هالی هد۲۰۰-۲۰۰افتخار پورتری
کلاغ زاغی مونتروز۸۹۰-۸۱۰اتحاد پادلمیر
بازی اواره ویگتاون و کارفیلی یک روزه تمام شد.تا ظهر نتیجه ۳۰۰به ۲۰۰ به نفع ویگتاون بود.اما جوزف پارکین جستجوگر ویگتاون در پایان گوی زرین را گرفت و بازی با نتیجه ۵۳۰ بر ۲۵۰ به پایان رسید.
مسابقات این هفته(حدس بزنید
)
خفاش بالی کسل-اواره ویگتاون
پیکان اپل بای-زنبور ویمبرون
شاهین کنمیر-افتخار پورتری
کلاغ زاغی-هارپی هالی هد
گردباد تاتشیل-باز فالماوت
تیرکمان کارفیلی-اتحاد پادلمیر
در ضمن در کوییدیچ بازیکن در صورت مصدومیت تعویض نخواهد شد.
گفتگو با کریس کمبوس (کارگردان ) و بازیگران هری پاتر2
محبوب ترین جادوگر دنیا
هری پاتر" یک پسر معمولی نیست. او حتی یک جادوگر معمولی هم نیست. "هری پاتر" محبوب ترین جادوگر دنیاست. در حالی که تا چند سال پیش هیچ کس نام "هری پاتر" و خالق او "جی. کی. رولینگ" را نشنیده بود ؛ اکنون میلیونها نفر در سراسر جهان منتظر هستند تا قسمت پنجم ماجراهای "هری پاتر" هر چه سریعتر منتشر شود ، چون چنین فیلم مشهوری قطعاً سوژه مناسبی برای سینما خواهد بود.
سال گذشته اولین قسمت از ماجراهای "هری پاتر" به کارگردانی "کریس کلمبوس" بر پرده آمد و به یکی از پر فروش ترین فیلم های تاریخ سینما مبدل شد. با وجود اینکه بسیاری از منتقدان اعتقاد داشتند که فیلم ضعف هایی هم دارد اما شهرت "هری" که با ادبیات به دست آمده بود ، سبب شد تا "کریس کلمبوس" و بازیگران این فیلم موفقیت قابل توجهی را بدست آورند.
چندی پیش نیز اکران خصوصی دومین قسمت از ماجراهای "هری پاتر" با استقبال منتقدان حاضر مواجه شد و انتظار می رود این فیلم نیز به یکی از پرفروش ترین های تاریخ سینما تبدیل شود.
به همین مناسبت این مطلب را که گفت و گویی با کارگردان و بازیگران این فیلم است ترجمه کرده ایم که خواندن آن خالی از لطف نیست.
" دانیل راد کلیف "
صحنه های اکشن فیلم جدید را چطور یافتی؟
بازی در صحنه های اکشن این فیلم واقعاً برایم لذت بخش بود. در صحنه ای از فیلم که از پنجره ماشین معلق هستم واقعاً باور نمی کنم که خودم باشم اما این من بودم که از ارتفاع 30 فوت در هوا معلق بودم ، واقعاً این صحنه جالب و لذت بخش بود. سعی کردم بسیاری از شیرین کاریها یا صحنه های اکشن را خودم انجام دهم اما مسلماً برخی از آنها از توان من خارج بود.
فیلمبرداری کدام صحنه های فیلم را بیشتر پسندیدی؟
فیلمبرداری صحنه دوئل فیلم را واقعاً دوست داشتم ؛ چون صحنه رویارویی دو شخصیت کاملاً متفاوت ، یعنی "اسنیپ" و"لاکهارت" است و به نظر من واقعاً عالی و ماهرانه انجام شده بود. همین طور از صحنه هایی که در آن مردم تجمع می کردند خوشم آمد و دلیلش این است که صحنه های شلوغ را دوست دارم.
بازی در کدام صحنه ها را دشوارتر یافتی ؟
در بعضی صحنه ها ، هری پاتر مجبور است با مارها به زبان خودشان حرف بزند که این کار اول کمی سخت بود ولی بعد به آن عادت کردم.
بازی با کنت برانا را چطور یافتی ؟
وقتی قرار بود برای اولین بار با او برخورد کنم کمی هول شدم چون او یک بازیگر شکسپیری است اما بعداً فهمیدم که او واقعاً یکی از بهترین افرادی است که تا به حال با او برخورد کرده ام و واقعاً بازی با او یک افتخار بزرگ است.
راست است که می گویند به خاطر سنگینی جغدها مجبور بودی بیشتر ورزش کنی و تمرین بدنی بیشتری انجام بدهی ؟
بله، تا حدی. البته بیشتر به ورزش می پرداختم ، اما نه فقط به خاطر جغدها. باید مهارت فیزیکی بیشتری را در فیلم جدید برای صحنه های شمشیر بازی ، پرش و... کسب می کردم.
از جن خانگی این فیلم یعنی "دابی" برایمان بگو.
ابتدا تصور چهره او کمی سخت بود ، جلوه های کامپیوتری واقعاً به طراحی چهره او کمک کردند.
آیا پس از دیدن فیلم "اتاق اسرار" دچار کابوس شدی ؟
من واقعاً آن فیلم را دوست داشتم و به نظرم فضای تاریک فیلم ، ظرافت ها جلوه آن را بیشتر کرد. اگر قرار بود فضای تاریک فیلم از بین برود در آن صورت مسلماً اقتباسی وفادار به متن نویسنده، شکل نمی گرفت.
" کریس کلمبوس "
کارگردانی قسمت دوم راحت تر نبود؟
مسلماً راحت تر بود. در فیلم دوم همگی بیشتر لذت بردیم. البته کار دشواریهایی هم داشت چون می خواستم فیلمی بسازم که بهتر از فیلم اول از آب در بیاید. اعتماد به نفسم کمی بیشتر شده بود و همین طور بازی هنرپیشگان نوجوان فیلم هم نشان می داد که اعتماد به نفس آنها افزایش یافته است. خیلی از صحنه ها را فی البداهه فیلمبرداری می کردم ، که در قسمت اول انجام این کار امکان پذیر نبود.
تفاوت های عمده قسمت دوم و قسمت اول را در چه می بینید؟
"اتاق اسرار" می از لحاظ فرم با "سنگ جادوگر" فرق دارد. "حفره اسرار آمیز" فیلمی است که صحنه های تاریک تر ، دلهره آورتر و پر ماجراتر دارد. فیلم اول دارای 45 دقیقه پیش درآمد است ولی فیلم دوم مستقیماً به اصل داستان می پردازد.
چگونه موفق شدید رمان را به صورت یک فیلمنامه قوی روی کاغذ بیاورید؟
فکر می کنم یکی از اصلی ترین قسمتهای حذف شده کتاب در فیلم ، صحنه جشن ارواح است چون فکر می کردم فیلم با وجود این صحنه ، پویایی قوی خود را از دست می داد. همیشه سر صحنه از بچه ها می پرسیدم که کدام یک از کتابهای هری پاتر را بیشتر دوست دارند و آنها در جواب به اتاق اسرار کمتر اشاره می کنند. ولی این کتاب اثر واقعاً درخشانی است چون یکی از قوی ترین و در عین حال ساده ترین داستانهایی را دارد که به راحتی می توان آن را به فیلم برگرداند. می توان به راحتی روی صحنه های مار با سیلیسک یا صحنه هایی که در آن عنکبوتها وارد داستان می شوند بیشتر کار کرد و آنها را به صورت صحنه ای کاملا ً اکشن در آورد که واقعاً برایم هیجان انگیز هستند. موقع کارگردانی این فیلم درست مثل یک کودک 8 ساله نمی توانستم منتظر فیلمبرداری صحنه ها باشم.
آیا اکیپ بچه های بازیگر این فیلم خواهند توانست در همه 7 قسمت فیلمهای هری پاتر بازی کنند؟
از لحاظ منطقی فکر می کنم برای ساخت فیلم سوم به زمان بیشتری نیاز داشته باشیم. در کتابهای هری پاتر ، او و دوستانش به تدریج بزرگ تر می شوند بنابراین بچه ها طبیعتاً نمی توانند در هر هفت فیلم ایفای نقش کنند. تصمیم گیری در مورد این مساله واقعاً به عهده خود آنهاست و آنها باید ببینند چقدر انرژی ، هیجان و توان را برای بازی در قسمتهای بعدی دارند.
آیا کار با این همه جلوه تصویری توانایی شما را در کار با هنرپیشگان این فیلم محدود نکرد؟
نه واقعاً. یکی از چیزهایی که در ساخت فیلم اول یاد گرفتم و تصمیم گرفتم آن را در فیلم دوم به نحو احسن به کار بگیرم جلوه های تصویری بود. ما برای جلوه های تصویری فیلم اول سه ماه وقت گذاشتیم در صورتی که فیلمبرداری از جلوه های تصویری فیلم دوم 9 – 8 ماه وقت برد. فکر می کنم جلوه های تصویری فیلم دوم بهتر باشد. پس از کارگردانی فیلم اول فهمیدم که با تکنولوژی این روزها می توان تقریباً هر کاری را بر روی فیلم انجام داد و این ، دست فیلم ساز را بازتر می گذارد. می توان در هر جای فیلم شخصیتی را اضافه کرد و در نتیجه قدرت تخیل فیلمساز آزادتر خواهد بود. استفاده از همه این جلوه های تصویری واقعاً لذت بخش بودند و بازیگران هم آنها را دوست دارند.
" اما واتسون "
آیا پس از بازی در فیلمهای هری پاتر زندگی ات دستخوش تغییرات جدیدی نشد؟
خانواده و دوستانم زیاد دستخوش تغییرات نشدند. طبیعتاً در خیابان همه مرا می شناسند. و من بیشتر مواقع دور از خانه هستم، اما با این همه سعی میکنم روال عادی زندگی را حفظ کنم.
اگر خودت یک جن خانگی داشتی، از او انتظار داشتی چه کارهایی انجام بدهد؟
من در هیچکدام از صحنه ها با "دابی" نبودم اما او واقعاً شیرین و دوست داشتنی است ، اگر او را داشتم مطمئناً به خانه ام می بردم و او را در کنار همه اسباب بازی هایم می گذاشتم.
آیا بازی در فیلم، زندگی تحصیلی ات را مختل نکرد؟
وقتی سر صحنه بودم معلم خصوصی داشتیم تا از مدرسه و تکالیفمان عقب نمانیم. حداقل سه ساعت و حداکثر 5 ساعت را در روز با آنها سپری می کردیم. بنابراین من دچار لطمه تحصیلی نشدم. اما امسال باید امتحانات دشوارتری را پشت سر بگذارم و لازم است که حتماً در فواصل میان فیلمبرداری صحنه های مختلف ، به مدرسه بروم.
آیا پس از دیدن فیلم، دچار کابوس هم می شدی؟
نه، فکر می کنم نکته جالب همین جاست. اگر چه فیلم صحنه های تاریکتر و پلان پیچیده تری دارد اما صحنه های روشن و امیدوار کننده ای هم هستند که درعین حال می توانند خنده دار هم باشند.
آیا شخصیت "هرمیون" به شخصیت واقعی ات شباهت دارد؟
فکر نمی کنم هرمیون خیلی ارباب منش است از این رو مجبورم به دانیل و دوپرت دائم در صحنه های مختلف فیلم امر و نهی کنم ، اما امیدوارم در زندگی واقعی این اتفاقات روی ندهد. هرمیون مصمم و وفادار است. من اینقدر مثل او درسخوان نیستم و وقت بیشتری را به ورزش و هنر اختصاص می دهم ، خیلی هم دیوانه کتاب نیستم.
" روبرت گرینت "
زندگی ات پس از بازی در "هری پاتر" دچار تغییرات شد؟
همه مرا می شناسند و این برای من خیلی جالب است . بعضی اوقات سعی کردم قیافه ام را پنهان کنم اما این شیوه به هیچ وجه موثر واقع نمی شود.
چقدر از صحنه های اکشن فیلم خوشت آمد؟
برای من این صحنه ها یکی از محبوب ترین چیزهایی بود که در جریان آماده شدن فیلم باید انجام می دادیم. صحنه ماشین سواری واقعاً عالی بود انگار به یک شهربازی خیالی می رفتم.
فیلمبرداری کدام یک از صحنه ها را بیشتر دوست داشتی ؟
صحنه محبوب من آنجایی است که "رون" حلزون بالا می آورد.
به نظرت دشوارترین و پر دردسر ترین صحنه کدام بود؟
صحنه حضور عنکبوتها چون در واقعیت هم ، از عنکبوت بدم می آید. حتی از نوع پلاستیکی اش هم وحشت می کنم.
یعنی می خواهی بگویی خودت و شخصیت سینمایی ات شبیه هم هستند؟
هر دو از عنکبوت می ترسیم و هر دو خانواده های بزرگ و پر جمعیت داریم.
مزیت و معایب شهرت چیست ؟
هنوز معایبی را تجربه نکرده ام ولی مزایایش واقعاً عالی و لذت بخش است.